نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.

به نظر نگارنده روش دوم (یعنی روشی که دندان ها، تکیه گاه زبان بوده و از ایستایی بیشتری نسبت به سر نی برخوردار می باشند) برای تولید صدای شفاف و پرقدرت برای نوازندگان پیشنهاد می گردد.

نکته دیگری که در رابطه با نوازندگی نی باید عنوان کرد این است که صدای اول در حالت عادی خود، کمی بم تر از صدای دوم است یعنی اگر با یک حالت خاص لب از لحاظ میزان باز بودن قسمتی که برای خارج شدن صدای نی در نظر می گیریم، صدای بم را اجرا کنیم و با همان حالت صدای اوج را، می بینیم صدای اوج اندکی زیرتر از صدای بم است.

این نکته مخصوصاً در هنگام گروه نوازی بسیار محسوس است یعنی در جایی که به همراه عده ای نوازنده ی سازهای دیگر که دارای کوک ثابت می باشند، همنوازی کنیم، متوجه می شویم که اگر سازها با صدای بم ما کوک باشند صدای اوج ما از گروه زیرتر است و اگر با صدای اوج ما کوک باشند، صدای بم ما از گروه بم تر است.

برای جبران این عدم هماهنگی بین صدای اول و دوم باید سعی کنیم صدای بم را با شدت بیشتر و با دهانی بازتر و صدای اوج را با شدتی کمتر و با دهانی جمع تر اجرا کنیم. صدای غیث را نیز باید با صدای اوج منطبق کرد؛ این عمل را میتوان ابتدا با استفاده از نت های مشترک هر دو صدا (بطور مثال در نی “سل کوک” نت “سل” و “لا” در صدای اوج را با همان نت ها در صدای غیث مقایسه کرد) البته ذکر این نکته ضروری است که معمولا بر اساس الگوی رایج در ساخت نی، نت “لا” در صدای اوج به “لا کرن” نزدیک است و از “لا”ی صدای غیث بم تر می باشد ولی نت “سل” در هر دو صدا می بایست کاملا با یکدیگر منطبق باشند و دیگر اینکه چون صدای سوم در ادامه ی صدای دوم است، فقط کافی است شدت دمیدن خود را به نحوی تنظیم کنیم که سه نت آخرغیث با سه نت ابتدایی صدای دوم که یک اکتاو با هم فاصله دارند، هم کوک باشند. برای مثال نت “دو” در صدای دوم با نت “دو” در صدای سوم و نت “ر” در صدای دوم با نت “ر” در صدای سوم که در نهایت مابقی نت های غیث را با سه نت مذکور می توان هماهنگ کرد.

بم نرم هم اندکی از صدای اوج بالاتر است چراکه برای تولید این صدا، میزان هوای بسیار بسیار کمی لازم است، با اندکی شدت در دمیدن دچار تغییر کوک می شود. پس بم نرم را باید با حداقل هوای ممکن، به صدا در آورد و اگر خواستیم بم نرم را با ولوم بیشتر اجرا کنیم، می بایست دهان خود را تا حد امکان جمع کنیم.

در ساختار نی کلید دار چون نت “سی” بین صدای اول و دوم وجود دارد، می توان صدای بم نرم را به صدای دوم وصل نمود و یک سری نت های به هم پیوسته و با محدوده صوتی دو و نیم اکتاوی داشت و بسیاری از قطعات را که اجرای آنها در نی هفت بند سنتی با دشواری های زیادی روبروست، به راحتی با نی کلید دار اجرا نمود.

برای مثال اجرای سه گاه در گام “سی کرن” به دلیل اینکه نت ایست ما “سی کرن” است و نی هفت بند سنتی بطور طبیعی فاقد نت سی در صدای اول و دوم است، نوازنده مجبور است از نت سی کرن در صدای سوم برای فرود کمک بگیرد که این کار به دلیل پرش های متناوب در اکتاوهای مختلف، صرفنظر از دشواری آن، خصوصا در اجرای پاساژهای با سرعت بالا (که ممکن است بعضی نتها در حین این پرشها خورده شده و یا اجرا نشود)‌ از لحاظ قواعد هارمونی، نی را از هماهنگی با سازهای دیگر در یک اجرای گروهی عاجز می سازد.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Leave a Reply

به ما امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت