اهمیت انگیزش در یادگیری دف

هدف از «توانایی بالقوه» عبارت است از توانایی كه در فرد وجود دارد، اما هنوز ظاهر نشده است، مثلاً عده ای از ما این توانایی را داریم كه خلبان ماهری شویم اما در حال حاضر نمی توانیم خلبانی كنیم. در این مورد گفته می شود كه توانایی ما برای هدایت یك هواپیما بالقوه است و هنوز به فعل درنیامده است.. هدف از كاربرد كلمه «تجربه» این است كه تغییراتی را می توان به عنوان یادگیری به حساب آورد كه محصول تمرین باشد نه تغییراتی كه در اثر رشد و بلوغ، مثل رشد قد و وزن به وجود می آید. شاید مهم ترین سؤال هر معلم این باشد كه چگونه می توان یادگیری، به ویژه یادگیری مطالب درسی را مؤثرتر و پربارتر كرد. بسیاری از روانشناسان، یادگیری را در شرایط دقیق و كنترل شده مطالعه كرده اند تا ماهیت یادگیری را بهتر كشف كنند و چگونگی بهبود بخشیدن آن را دریابند. بدین ترتیب، بسیاری از عوامل مؤثر در یادگیری شناخته شده است.در این میان، آموزش شامل مجموعه فعالیت هایی است كه معمولاً به یادگیری منجر می شود. این فعالیت ها مربوط به معلم و یادگیرنده است ولی در تجزیه و تحلیل نهایی، یادگیری كه نتیجه آموزش است از سوی یادگیرنده انجام می گیرد، درواقع معلم، روش یادگیری را آموزش می دهد نه صرفاً موضوع درسی را. موفقیت در امر آموزش به عواملی چون مهارت معلم، وسایل آموزشی و ویژگی های یادگیرنده و تعامل آنها با یكدیگر مربوط است. وجود تفاوت های فردی هنرجویان در ابعاد ذهنی، عاطفی، اجتماعی و حتی در آموخته های قبلی و سایر عوامل مؤثر در یادگیری، غیرقابل تردید است. سن، هوش، تجربه اولیه، تمركز، داشتن تصویر ذهنی، ارتباط دادن بین آموخته ها، فاصله گذاشتن بین یادگیری ها، استراحت پس از یادگیری و كل خوانی از عوامل مؤثر در یادگیری بهتر و فراموشی كمتر است؛ ولی انگیزه، نخستین عنصر تشكیل دهنده رفتار و مهم ترین شرط یادگیری است.



سؤال اساسی در این زمینه این است كه هنرجویان در چه شرایطی برای یادگیری برانگیخته می شوند؟

روانشناسان عواملی كه موجود زنده و از جمله انسان را به فعالیت وامی دارد و او را به جهت خاصی سوق می دهد، انگیزه می نامند. پس می توان گفت كه انگیزه جایگاه بسیار مهمی در زندگی موجود زنده دارد. زیرا نخستین عنصر تشكیل دهنده رفتار است. انگیزه است كه باعث می شود هنرجویان ساعت ها به تمرین موسیقی بپردازند و هنرجوی دیگری به فعالیت دیگری روی آورد. انگیزه است كه یكی را به كسب ثروت و یكی را به تحصیل علم و دانش وامی دارد و دیگری را به سمت خدمت به مردم سوق می دهد. انگیزه در حقیقت به چرایی رفتار اشاره دارد. به عبارتی دیگر، انگیزه حالت های درونی ارگانیزم است كه انسان و به طور كلی موجود زنده را به حركت وامی دارد، رفتار وی را جهت می دهد و به سوی هدف خاصی هدایت می كند. انگیزش  یعنی حالتی كه در اثر دخالت یك انگیزه به ارگانیزم دست می دهد. كمبود موادغذایی بدن یا نیاز به غذا «انگیزه» و حالت یا احساس گرسنگی «انگیزش» است. نیاز به آب در بدن «انگیزه» و احساس تشنگی «انگیزش» است. در این رابطه، تلاش موجود زنده برای به دست آوردن غذا یا آب «رفتار» نامیده می شود.

انگیزش، مهم ترین شرط یادگیری است. علاقه به یادگیری، محصول عواملی است كه به شخصیت و توانایی هنرجو، ویژگی های تمرین ها، مشوق ها و سایر عوامل محیطی مربوط است. هنرجو با انگیزه به راحتی شناخته می شوند. آنها به یادگیری اشتیاق دارند و علاقه مند، كنجكاو، سختكوش و جدی هستند. این هنرجو به راحتی موانع و مشكلات را از پیش پای خود برمی دارند، زمان بیشتری برای تمرین هایشان صرف می كنند، مطالب بیشتری می آموزند و پس از پایان دوره هنر آموزی به فعالیت نوازندگی خود ادامه می دهند. البته نمی توان انگیزش هنرجو برای كسب موفقیت را مشاهده كرد، اما می توان تمرین ها، مشاركت در كلاس درس، انتخاب فعالیت هایش را مشاهده كرد. روان شناسان، انگیزش را تعبیر، عامل یا مفهومی فرض می كنند كه می تواند بعضی از رفتارها را تبیین كند. با وجود این، انگیزه قابل مشاهده نیست و یك سازه فرضی تلقی می شود. انگیزش هنرجو ممكن است هم از لحاظ شدت و هم از لحاظ جهت، متفاوت باشد.

همان طور كه معلم برای ارتقای انگیزش درونی هنرجو به منظور یادگیری موارد تمرین آنها تلاش می كنند، باید به مشوق های یادگیری آنها نیز توجه كنند. به عبارت دیگر، هر تمرینی به طور ذاتی برای هنرجو جالب نیست و باید برای انجام دادن كارهای دشوار كه تسلط بر آنها ضروری است برانگیخته شوند. پس، انگیزش، مهم ترین شرط یادگیری است. علاقه به یادگیری محصول عواملی است كه به شخصیت و توانایی هنر جو، ویژگی های تمرین ها، مشوق ها و سایر عوامل محیطی مربوط است. استفاده از این مشوق ها می تواند به این امر كمك كند:

داشتن انتظارات مشخص از هنرجو ـ هنرجو به دانستن دقیق آنچه از آنها انتظار می رود نیازمندند. فراگیران باید بدانند چگونه ارزیابی می شوند و موفقیت آنها چه پیامدهایی دارد
صراحت بازخورد ـ شرط بسیار مهم دیگر در ایجاد انگیزش این است كه بازخورد باید مستقیم به عملكرد هنرجو مربوط باشد و تا حد امكان بعد از عملكرد دانش آموز روی دهد
فوریت در بازخورد ـ بازخورد سریع به پاسخ نیز بسیار مهم است. اگر هنرجو تمارینی در روز اول هفته داشته باشد و تا آخر هفته، هیچ بازخوردی در آن مورد دریافت نكند، به احتمال زیاد از ارزش اطلاعاتی و انگیزشی بازخورد كاسته خواهد شد
فراوانی ارزشیابی بازخورد و پاداش ـ بازخوردها و پاداش ها باید به طور مداوم به منظور جلوگیری از كاهش میزان تلاش هنرجویان  به آنان ارائه شود
حمایت از تبادل اندیشه در محیطی امن ـ محیط امن برای یادگیری محیطی است كه در آن، اشتباه جایزه شمرده و پاسخ های ناتمام نیز پذیرفته می شود. در كلاسی كه مهارت های تفكر آموزش داده می شود هنرجو به اشكال مختلف در در طول کلاس شركت فعال خواهد داشتد و احساس خجالت یا ترس نمی كنند
پاداش دادن به تلاش و پیشرفت ـ همان طور كه از نظریه های اسناد برمی آید، بازخوردهای كلاس درس باید بر تلاش متمركز باشد نه بر توانایی هنرجو. در این شرایط باید انتظار پیشرفت بیشتری داشت و به موفقیت هنرجوامیدوار بود
فراهم آوردن قابلیت پیش بینی برای هنرجوی آموزش دف ـ كلاس درس باید شرایطی فراهم كند كه هنرجو بتوانند رویدادها و نتایج فعالیت های خودشان را تا حدودی پیش بینی كنند. هر قدر شرایط، غیرقابل پیش بینی و رویه ها نامشخص باشد، از میزان برانگیختگی هنرجو كاسته می شود و دانش آموزان احساس ناامنی و اضطراب بیشتری می كنند.

نویسنده: مارینا دانغیان

:  منابع

ـ پارسا، محمد. ،۱۳۷۴ روان شناسی یادگیری بر بنیاد نظریه ها، انتشارات سخن

ـ روان شناسی سال سوم نظام جدید متوسطه، رشته ادبیات و علوم انسانی، سال انتشار ۱۳۷۸

ـ كدیور، پروین. ،۱۳۷۹ روان شناسی تربیتی، انتشارات سمت، تهران


Leave a Reply

به ما امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت