×بستن تبلیغ

مصاحبه با نینو خوسله

نینو خوسله را باید یکی از خلاق ترین نوازندگان فلامنکو دانست پس از انتشار آلبوم Españolaکه بسیار مورد استقبال مخاطبین فلامنکو قرار گرفت . تلفیقی از موسیقی و فرهنگ فلامنکو با موسیقی جز و آمریکای لاتین که به نحو زیبایی در کنار هم قرار گرفت . وی با دیگر در کنار پاکو دلوسیا به اجرا برنامه خواهد پرداخت نوازنده ای که بگفته نینوخوسله همانند پدر برای وی ارزشمند میباشد .

چند ماه قبل از انتشار آلبوم Españolaشما آلبوم La venta del almaرا عرضه نمودید کمی در این مورد میتوانید توضیح دهید ؟
بسیاری از قطعات بودند که فرصت پیدا کرده نشده بود تا در آلبومی گنجانده شود و من به تهیه کننده ام در این مورد صحبت کردم که آنها استقبال نمودند ولی به انها تذکر دادم که این آلبوم شامل قطعات زیادی میشود که آنها نیز گقتند که آلبومی از Calamaro را که شامل پنج سی دی بود قبلا منتشر نموده اند پس این آلبوم به بازار عرضه شد و شامل ۲۱ قطعه میشد.

وی در حقیقت شامل قطعاتی میشود که گاهی حتی در هنگام اقامت در هتل ساخته و نواخته ام این قبیل کارها بسیار زیاد است و از بابت انتشار این آلبوم بسیار خوشحالم چرا که بسیاری از این قطعات میبایست به ضبط و انتشار میرسید.و همچنین این آلبوم تداعی کننده خاطرات دوران کودکی و جایی که از آن امده ام میباشد.و یکی از خصوصیات اصلی این آهنگ این است که تنها صدای گیتار وجود دارد و بس نه کاخون یا چیز دیگری موسیقی اصیل فلامنکو و نه موسیقی تلفیقی و غیره

این آلبوم در حقیقت نشاندهنده ذات فلامنکو درونم میباشد بر خلاف آلبوم اسپانولا اولین آلبوم من در حقیقت آغاز ورود من به عرصه فلامنکو بود و دومین آلبوم جهشی به سمت جلو و در زمینه تفکرات اهنگسازی ام میباشد.

حال در مورد فلامنکو اصلی ( با توجه به آلبوم La venta del alma) و فلامنکو در آینده Españolaتوصیح دهید

فلامنکوی سنتی ساختار بسته ای دارد چه از نظر روحی و موزیک اما فلامنکو مدرن و جدید بسیار باز و انعطاف پذیرمیباشد . موسیقی است جهانی و فراسوی مرزها . اما موسیقی سنتی برای من قابل احترام است و عاشق این موسیقی هستیم چرا که این موسیقی است که ما را به دنیای جدیدی از موسیقی راهنمایی نمود و بر همه ما نوازندگان تاثیر داشته است.اما بادی به جلو برویم و این مسیر را ادامه دهیم با یافتن فرولها و شیوهای جدید آهنگسازی و همچنین تلفیق این موسیقی با سبکهای چون جز و لاتین .

آیا تمامی این تفکرات در آلبوم اسپانولا به کار گرفته شده است؟
بعنوان یک نوازنده گیتار باید بگویم این آلبوم بسیار پخته و با دقت به بدست آمده است . در این آلبوم من از تکه هایی از ساختار و نام های هر یک از دستگاه های فلامنکو استفاده کره ام اما با نام هایی که با آن متفاوت است و

عواملی که باعث میشود به یک قطعه بگوییم سگریا یا روندنیا بسیار واضح است اما بعنوان مثال در قطعه La Partidaمن قصد نداشتن بگویم که این یک سولئا پور بولریاس میباشد چرا که در انتها حتی خود من هم نمیدانم این سولئا پر بولریاس است! من تکه های از این فرم را استفاده کردم و بسیار هم میترسم که کسی با شنیدن این آلبوم بگوید این نوازنده دیووانه است و عقلش را از دست داده است ! اما این حقیقت دارد اگر نگاهی به ضربهای آن بیندازید متوجه میشوید سولئاست اما تغییری که در ساختار آن ایجاد کرده ام شیوه تفکر من در موسیقی را نشان میدهد.

در قطعه Camino de Lucíaدر حقیقت من تجربه پنج سال حضور در کنار پاکو دلوسیا میباشد . آهنگسازی این قطعه در حقیقت نشات گرفته است زندگی من با این استاد فلامنکو و در حقیقت این قطعه هدیه ای است از سالها تجربه نوازندگی ام در کنار پاکو دلوسیا

در قطعه دیگری با نام zapateadoنیز این آهنگ را تقدیم Bebo Valdésنموده ام که این قطعه فلامنکو در حقیقت صدای کلاسیک یا آمریکای لانین میدهد و همانند بسیاری از قطعات Bebo Valdésآزاد و مایه ای از موسیقی لاتین میباشد .

قطعه Waltz for Billنیز به Bill Evansکه در آلبومPaz با من همکاری داشت تقدیم شده است وی تاثیر بسزای در تغییر من در شیوه تفکرم در موسیقی داشت که باعث شد تا توانایی لازم را در ارائه این آلبوم داشته باشم.

چه تفات اصلی میان آلبوم پاز و اسپانولا وجود دارد ؟
آلبوم پاز دارای هویتی آرام و صلح دوستانه همانند نامش میباشد

Paz به معنای صلح میباشد

اما آلبوم اسپانولا رها از قید و بنده میباشد هیجان انگیز است و همچن تلفیست از فلامنکو – جز و لاتین

عنوان اسپانولا ما را به چه سمتی سوق میدهد ؟

اسپانولا یعنی هدایت ما به سمت معانی همچون گیتار اسپانیایی – موسیقی اسپانیایی و موسیقی که در حقیقت من مینوازم.و همچنین این نام اولین قطعه این آلبوم میباشد
که نوازنده پیانو جز مک کوی تایلور آنرا ساخته بود .

و همچنین قطعه اسپانولا تنها قطعه ای است که من در این آلبوم آن را نساخته ام وو من آن را از Fernando Truebaشنیدم و زمانی که من فراموش کردم که یک قطعه دیگر در این آلبوم بگنجانم فرناندو پیشنهاد اجرای این قطعه را داد که من هم امتحان کردم .من به آن گوش کردم و بنظر خوب می امد .این قطعه شما را در فضا معلق میسازد بدون اینکه متوجه شوید که از ملودی دور شده اید .و وقتی تمام میشود شما دوست دارید دوباره گوش دهید و این نکته بارز این قطعه است.

مک کوی تایلور هدیه ای به موسیقی اسپانیایی داد و من با اجرای آنبا گیتار اسپانیایی در حقیقت مزد زحمت هایش را دادم ( خنده )

شما در حقیقت علاقه خود را به اجرای قطعات آهنگسازی شده برای پیانو بر روی گیتار نشان داده اید اینطور نیست ؟
بیل اوانس در این زمینه به من کمک بساری کرد که چگونه قطعات پیانو را بر روی گیتار تنظیم نمایم اما کار بسیار سختی بود و بسیار هم از آن نکات مهمی فرا گرفتم و این سخت است که یک قطعه پیانو را بر روی گیتار آن هم با شش سیم بنوازید اما در کل کافیست ملودی را بشنوید و سپس به خود اجازه دهید تا تنظیمی که مد نظرتان است را بر روی آن انجام دهید این بسیار سخت است اما درنهایت میتوانید از عهده این کار بر آیید .

آیا میتوانیم بگوییم پس از آلبوم پاز ما با نینو خوسله ای متفاوت و جدید روبرو هستیم ؟

هر انسانی تغییر میکند و همچنین ذائقه موسیقیایی وی نیز به همین منوال عوض میشود . شما وارد فرهنگهای متفاوت و دنیای گسترده ای میشوید که بایستی آمادگی آنرا داشته باشید.

وقتی مردم از موزیسنی که شما نمیشناسید صحبت میکنند شما سعی میکنید آنها را بشناسید . حال میتوان این شناخت با خواندن بیوگرافی این افراد باشد وقتی شما چیزهای جدید از اطراف یاد میگیرید و وارد فرهنگ های متفاوت میشوید یا حتی سعی میکنید به انگلیسی صحبت کنیید همه این ها باعث میشود تا شما بازتر فکر کنید و این تاثیر بسیاری نیز بر دید و اندیشه شما در موسیقی دارد.

من قبلا کاری از مک کوی تایلور نشنیده بودم وقتی فرناندو قطعه ای از این نوازنده را برای من فرستاد من کل آلبوم وی را تهیه کردم . امروز من آلبومها را میخرم و در مورد موزیسنهای مختلف اطلاعات کسب میکنم و از این بابت از اینترنت نیز تشکر میکنم !این واقعا معجزه تکنولوژی برای من بود که توانایی این را داشته باشم تا به موسیقی های مختلف از سرتاسر دنیا گوش فرا دهم.

با این همه مورادی که ذکر کردید و بدون از دست دادن هویت و اصالت فلامنکو ؟

پدر من گیتار میتواخت و من با موسیقی اصیل فلامنکو بزرگ شدم من وقتی در شکم مادرم بودم به موسیقی اسپانیایی گوش میدادم! من حتی یادم نمی آید که چه کسی گیتار را در دست من گذاشت وقتی من در سن شش – هفت سالگی گیتار را در دست گرفتم میدانستم چگونه باید آکوردها را بنوازم . هیچ کسی به من توضیح یا یاد نداد که سولئا یا بوریاس یا تانگو چیست .ولی من میدانستم که چگونه بایستی تانگو یا بولریاس بنوازم .

من بیشتر در خانه بودم و یا در مهمانی ها و این کار هر روز من بود . در ساعت حدود شش عصر موزیسن های بزرگ فلامنکو به خانه ما به مهمانی می آمدند . من به همه چیز گوش میدادم حتی زمانیکه من خواب بودم پدرم من رو مجبور میکرد تا در ساعت یک شب بیدار بشوم و گیتار بزنم .

من توماتیتو را که نسب فامیلی با من دارد را بخاطر می آورم که به خانه ما می آمد و ساعتها مینواخت تا برای اولین آلبومش آهنگسازی نماید .وقتی وی مینواخت و مشغول بود من هم مینشستم و وی را میدیدم وقتی که میرفت من خیلی باهوش بودم و سریعا گیتار را بر میداشتم و چیزهاییی که نواخته بود را میزدم! مانند این بود که در ذهنم دوربینی داشتم که همه آها زا ضبط مینمود . و من بزرگ شدم و یاد گرفتم این چیزها را بدون اینکه تشخیص بدهم چگونه فرا گرفته ام!

در سن ۱۷ سالگی بودم که استاد بزرک آواز فلامنکو انریکو مورنته به من گفت این حقیقت موسیقی و یادگیری است . تو ذره ذره از دیگران یاد گرفتی . من در نوازندگی بسیار خوش شانس نیز بودم چرا که در اطرافم را موزیسین های فوق العاده ای چون Bebo Valdésو Paco de Lucía, Morente احاطه کرده بود

و رفتن از فلامنکو به سمت جز یا موسیقی لاتین ؟

من هیچگاه فلامنکو را ترک نکرده ام من هیچگاه سعی ننمودم تا مانند نوازندگان لاتین یا جز بنوازم بلکه سعی نموده ام تانگو یا جزی که در سبک و سیاق فکری خودم است بنوازم .

تانگو برای من خیلی قدرتمند و گیراست اما از آن قدرتمند و تاثیر گذار تر موسیقی فلامنکو است . موسیقی جز و فلامنکو در بداهه نوازی با همدیگر مشارکت دارند .و البته این نکته هم هست که موسیقی جز بر پایه آکوردها بنا شده است ولی موسیقی فلامنکو بر اساس دستگاه . در موسیقی لاتین نیز این مشارکت در ریتمها نمایان میشود . یک کوبایی میتواند براحتی و بدون مشکل یک رومبا یا بولریا را بنوازد.

امسال بار دیگر همراه با پاکو دلوسیا بر روی صحنه خواهید رقت کسی که شما در این آلبوم از وی تقدیر نموده اید این استاد مسلم موسیقی برای شما چه معنایی دارد ؟

پاکو دلوسیا یک استاد بزرگ است . وی برای من در همه چیز تعریف شده است وقتی من برای اولین بار گیتار را برداشتم زمانی بود که پاکو دلوسیا را شنیدم. من همیشه میدانم که پاکو دلوسیا کیست چرا که با وی بزرگ شده ام . وی همانند پدر است برای من و همچنین پدر گیتار فلامنکو .وقتی وی را میبینید متوجه میشوید با فردی بزگ چه از نظر انسانی و چه نوازندگی رو برو هستید .

 

منبع : خانه گیتار ایران

Leave a Reply

به ما امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت