a class=


فرانز اشمل، نوازنده ای که اجرای قطعات کلاسیک با سازدهنی را معنا بخشید

a class=

Franz Chmel
Franz Chmel

نام فرانز اشمل Franz Chmel به منزله انقلابی در نوازندگی سازدهنی است و هنرش متعلق به آن دسته از نوازندگان است که اجرای موسیقی کلاسیک با این ساز را باور داشته و دارند. او با شکستن متدهای قراردادی، تکنیک بدیعی خلق کرد و امکان نواختن مشکل ترین قطعاتی را که حتی غیرممکن به نظر می رسید، فراهم نمود. چیره دستی او در نواختن این ساز به استعداد ذاتی اش برنمی گردد، بلکه نتیجه سالها سخت کوشی، ممارست و تجربه اوست.

فرانز اشمل در فوریه سال ۱۹۴۴ در اطریش متولد شد، از سن شش سالگی به همراه برادرانش نواختن سازدهنی را به صورت خود آموز آغاز کرد، در هشت سالگی وارد مدرسه موسیقی شد و در آنجا به نواختن آکاردئون و گیتار مشغول شد. در سال ۱۹۶۵ به ناگهان سازدهنی را کنار گذاشت و تصمیم گرفت بر حرفه اش به عنوان تعمیرکار شرکت راه آهن اطریش ، متمرکز شود، در همین سال او از همسر اولش جدا شد.

پس از آشنایی با همسر دومش بریجیتا Brigitta ، که یار و هم قدم فرانز در تمام مراحل زندگی بود، بر اثر تشویق های بیش از حد او، مجددا نوازندگی را از سر گرفت و این بار با نگاهی نو به این کار پرداخت. تلاش بی وقفه و عزم راسخش باعث شد پلکان ترقی را به سرعت صعود کند. در سال ۱۹۸۹ با جیمر مودی James Moody نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر برجسته انگلیسی تبار آشنا شد. مودی که تا آن زمان سابقه هم نوازی با تامی ریلی Tommy Reilly ستاره بی بدیل نوازندگی سازدهنی را دارا بود، پس از شنیدن صدای سازدهنی فرانز در کمال ناباوری به او گفت : ” به نظر می رسد از یک کره دیگر آمده باشی، شیوه نوازندگی ات مافوق تصور است !”

 

audio file “Carnaval de Venise “ساخته Jean-Baptiste Arban را با اجرایFranz Chmel بشنوید


فرانز به تلاش هایش با هدف از میان برداشتن محدودیت های این ساز، ادامه داد و در نواختن ساز دهنی به پیشرفت عظیمی دست یافت. صدایی که از نواختن این ساز توسط او به گوش می خورد، غیرقابل باور بود و تا آن زمان هیچ کس صدایی مشابه از این ساز نشنیده بود. او بر خلاف نوازندگان دیگر که از دستشان برای تولید ویبراتوها کمک می گرفتند، با استفاده از زبانش این کار را انجام می داد. فرانز اشمل با اجرای قطعاتی که حتی خبره ترین نوازندگان سازدهنی در آن زمان نواختن آنها را با این ساز امری غیرممکن تلقی می کردند، به شهرت دست یافت.

او روزانه ۴ ساعت به تمرین می پرداخت و در سال ۱۹۸۹ موفق شد اولین آلبومش با عنوان ” Zigeunerweisen ” را عرضه نماید. او به تمارین روزانه اش شدت بیشتری بخشید و تقریبا شش ساعت از روز را به این امر اختصاص می داد. در سال ۱۹۹۴ دومین آلبومش با عنوان Fantasia Baroque را روانه بازار کرد. علاوه بر جیمز مودی بسیاری از آهنگسازان برجسته دیگر نیز برای او آهنگ های مختلفی ساخته اند. در سال ۲۰۰۰ سومین اثرش با عنوان “سازدهنی کلاسیک، بخش اول Classic Harmonica Vol 1″ را منتشر ساخت.

 

audio file “Zigeunerweisen”ساخته Pablo De Sarasate را با اجرایFranz Chmel بشنوید


در ۲۷ فوریه سال ۲۰۰۳ جایزه Jakob Prandtauer در شهر St. Pölten اطریش به فرانز اشمل اعطا شد. او پس از دریافت این جایزه به رسانه های خبری اظهار داشت :” بسیار خوشحالم، نه به دلیل اجراهای موفقم، بلکه به این دلیل که توانستم این جایزه را برای سازدهنی دریافت کنم.”

مجاهدت های اشمل در این عرصه، این امکان را برای نوازندگان سازدهنی فراهم نموده که ماحصل ده سال تجربه و مطالعه او را در مورد این ساز که همواره مورد بی مهری بزرگان موسیقی قرار گرفته، در اختیار داشته باشند.

او در ژوئیه سال ۲۰۰۱ یک سمینار شش روزه با موضوع سازدهنی، در اطریش برگزار کرد، در ماه مه سال ۲۰۰۴ متن کامل این سمینار با عنوان ” هم نوایی سازدهنی با ارکستر” عرضه شد، در حال حاضر متن فوق الذکر در سایت اختصاصی اشمل قابل دسترسی است. در مقدمه این متن به نقل از او، خطاب به نوازندگان جوان آمده است :

” اصولا نداشتن استعداد در زمینه نوازندگی را بهانه ای بیش نمی دانم و معتقدم استعداد من در این زمینه مطلقا بیش از شما نیست، تنها تفاوتی که وجود دارد به توانایی ام در برخورد با مشکلات بنیادین در نواختن قطعات مختلف با این ساز بر می گردد که تا اندازه ای حرفه ای تر از برخورد شماست. ”

در جایی دیگر آمده است :” اینکه دسته ای از افراد سازدهنی را بیشتر یک اسباب بازی می پندارند تا یک ساز، دو دلیل دارد: یکی اینکه تا به حال تک نوازی یک نوازنده واقعی را با این ساز نشنیده اند، دلیل دوم کمبود قطعات کلاسیک ساخته شده برای ساز دهنی است. در مورد دلیل اول، به هر ترتیب تمی توان برای چنین طرز تفکری افراد را سرزنش نمود، کار درست این است که بتوانیم با شیوه نواختنمان دید آنها را تغییر دهیم. در توضیح دلیل دوم نیز این کمبود واقعا وجود دارد، اساتیدی چون باخ، موزار و بتهوون هیچگاه قطعه ای برای سازدهنی نساختند، همه می دانیم که این ساز در آن روزگار به صورت کنونی وجود نداشته و با اطمینان می گویم اگر ساز دهنی امروزی در دوره موزار یا آهنگسازان مطرح دیگر یافت می شد، به طور قطع برای این ساز نیز قطعاتی ساخته می شد. ”

 

audio file “Hexentaenze Le Streghe “ساخته Nicolo Paganini را با اجرایFranz Chmel بشنوید


در بخشی که به جنبه های تئوری و عملی مربوط به تکنیک های نوازندگی ساز دهنی مربوط است، دو روشی که امکان استفاده از آنها در نواختن این ساز وجود دارد، مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفته اند. به طور قطع نوازندگان این ساز با دو روش Puckering و Tongue Blocking آشنایی کامل دارند، در Puckering نوازنده لب هایش را در حالتی مانند سوت زدن قرار می دهد و هوا تنها در یکی از سوراخ های ساز جریان پیدا می کند، در Tongue Blocking نوازنده لبان خود را بر روی دو یا چند سوراخ قرار می دهد و سوراخ هایی از ساز که در لحظه مورد استفاده قرار نمی گیرند، با کمک زبان بسته می شوند. به عقیده اشمل، روش Tongue Blocking هر چند مشکل تر است، اما مزایای بسیاری را داراست و به سازدهنی امکانات شگفت آوری می افزاید، بنابراین در صورتی که نوازنده ای بخواهد از کلیه امکانات این ساز در اجراهایش بهره جوید، ناگزیر از به کار گیری تکنیک Tongue Blocking است.

سخنان اشمل در سمینار مزبور با یک جمله خطاب به عموم نوازندگان پایان می یابد :” موسیقی باید از روح و قلبتان نشات بگیرد، اگر با تمام وجود بنوازید، بدون شک مستمعین راضی و خرسند خواهند شد.”

chmel-classic.de

 

منبع : گفتگوی هارمونیک



Leave a Reply


− 3 = سه

به ما امتیاز دهید:
به این صفحه

به این سایت